سه شنبه 1 مردادماه
عزیز دلم امروز اولین روز مرداد و هوا بینهایت گرم شده ولی ماه بابائی هم شروع شد پس به گرماش می ارزه.
امروز آخرین جلسه کلاست بود و با آژانس رفتیم کلاس ولی چندتایی از دوستات نیومده بودن و آخرین جلسه رو پیچونده بودن./
خلاصه خاله المیرا دوباره کلی شعر گذاشت و ماهم چندتا عکس دسته جمعی ازتون به زور گرفتیم.
شعرهای هرروزتون و خوندین و بعد هم کاردستی امروزتون هم فرفره بود که درست کردیم البته مامانی درست کرد./
بعدشم با همه خداحافظی کردیم و گفتیم که ما ترم بعدی را یک چندماهی دیرتر شروع می کنیم.
بابائی اومد دنبالمون و سرراه هم رفتیم یک کمی خرید برای نهال عروسک کردیم و امودیم خونه و تو هم حسابی گرسنه بودی شام خوردی و کلی با هم قایم موشک بازی کردیم و بعد هم خوابیدی عروسک مامانی من.
راستی چند روزه دیگه قشنگ جمله میگی :
کیه کیه در ادنه -منم منم ماددتون - (عاشق این حرف زدن دست و پا شکستستتم.)
می بوسمت نازنین دخترم
عکس آخرین روز کلاس



سه شنبه 1 مردادماه
